شترگاوپلنگ

سوار تاکسی شدم. بعد از چند کلمه حرف، راننده پرسید احیانا ایرانی نیستی؟ گفتم: آره از کجا فهمیدی؟ گفت از لهجه ات!

پنج دقیقه بعد، توی کافه دانشگاه، سفارش که دادم، فروشنده پرسید احیانا ایتالیایی نیستی؟ گفتم: نه ولی از کجا فهمیدی؟ گفت از لهجه ات!!

/ 1 نظر / 4 بازدید
پ....

آخه دختر خوب، دکترا به چه کارت میومد که پاشدی رفتی ینگه دنیا. [لبخند] همینجا خانم مهندس میموندی... نهایتش ما هم میپرسیدیم که لهجت به مشهدی میخوره، بچه کجایی؟ تو هم میگفتی قوچان.[نیشخند] شوخی کردم. خوش باش.