روژه مارتین دوگار توی شاهکار "خانواده تیبو" قدم به قدم و با جزییات تمام اتفاقاتی که منجر به وقوع جنگ جهانی اول شد و ذهنیت مردم واکنششون به هر کدوم از اون اتفاقات رو توصیف می کنه. برای منی که می دونستم آخر این جریان چیه، اون همه بی تفاوتی و اعتماد ساده دلانه به عقل سیاست مداران و اینکه خودشون حواسشون هست و جایی نمی خوابن که آب زیرش بیاد هشدار بزرگی بود.

دیشب تا دیروقت با الگا، دوست اوکراینی ام که لهستان زندگی می کنه، چت می کردم. داغون بود، لهِ له. همون حرفی رو زد که از بعد از ظهر بهش فکر می کردم: تاریخ داره جلوی چشم هامون نوشته می شه. درست با همون جزییاتی که دوگار توصیف کرده بود. روز فلان در ساعت فلان، فلان رییس جمهور این حرف رو زد، به دنبال اون روزنامه های ...

هم آفیسی من ساشا روسه. حین نوشتن سطور بالا در مور روز زن در روسیه و گل زرد رنگی که به زن ها هدیه می دن و قیمتش می ره بالا و اینکه چقدر خوبه که روز مرد اونقدرها جدی گرفته نمی شه برام توضیح داد. در مورد ایران هم پرسید. هیجان 8 مارسی رو داره که در پیشه. احساس می کنم آخرین موضوعی که ممکنه این دختر روس که تمام روز رو به روم نشسته و شاید بیشتر از هر کس دیگه ای در شبانه روز هم دیگه رو می بینیم، علاقه مند باشه در موردش صحبت کنیم، جنگیه که کشور بزرگ و پرافتخارشون داره با سرعتی سرسام آور به سمتش هجوم می بره.

***

نشسته ام توی آفیس، بی حوصله و پشت درد کنان. آندرا این عکس رو می فرسته:

“This is waiting for you in the kitchen"

نتیجه اخلاقی: در انتخاب هم خانه ای دقت کنید!

/ 0 نظر / 6 بازدید