برای روز مبادا

قابل توجه اونهایی که از کمبود وقت می نالند، اونهایی که می گن تا میای چشم به هم بزنی شب شده، اون هایی که ددلاین دارند و وقت کافی ندارند، اونهایی که نمی تونند پشت سر هم روی درس و کار تمرکز کنند!

هم خونه ای من، مارینا، به معنای واقعی کلمه دیوانه است.

دیشب در راستای افسردگی زدایی بعد از در آمدن ناگهانی ایشان از رابطه ای که به نظر خیلی خوب می رسیده، دوتایی رفتیم شام بیرون. در این معاشرت چند ساعته، پرده از استراتژی مخوفی برداشت که چندین سال پیش در یک دوره بسیار فشرده درسی به کار برده بوده. من قصد ندارم حالا حالاها از این استراتژی استفاده کنم. شما هم نکنید. ولی براتون می گم که اگر خدای نکرده، روم به دیوار، زبونم لال، روزی در یک چنین موقعیتی قرار گرفتید، به عنوان راه حل آخر به جای مواد و یک گام قبل از خودکشی ازش استفاده کنید.

چندین سال پیش، زمانی که مارینا آخرین ترم فوق لیسانسش رو توی  همین دانشگاه ما می گذرونده، در یک هفته باید پنج تا امتحان سخت به اضافه یک پروژه سخت تر رو تحویل می داده. یک ماه به هفته کذایی مونده، متوجه می شه که فقط یک ماه مونده در حالی که در بهترین و فشرده ترین حالت به 45 روز برای انجام این همه کار نیاز هست. حالا اینکه قبلش چه غلطی می کرده که یه ماه مونده به این تاریخ یادش افتاده، احتمالا بنا به تجربه همه مون می دونیم.

خب مسلما در سرعت گردش زمین به دور خورشید که نمی تونسته دست ببره، پس چی کار کنه؟ حساب کرده دیده هر کار بکنه نمی تونه روزی بیشتر از 8 ساعت مفید درس بخونه. 8 ساعت هم که به طور طبیعی نیاز داره بخوابه. می مونه 8 ساعت دیگه از شبانه روز که صرف خزعبلات می شه. حالا اگه بتونه شبانه روز رو به همین 16 ساعت مفید کاهش بده و اون 8 ساعت های بلا استفاده رو بچینه کنار هم، می تونه از توشون 15 تا شبانه روزِ 16 ساعته دربیاره. و به این ترتیب 45 تا شبانه روز مفید داشته باشه.

بی خیال گردش خورشید و تاریکی و روشنی پشت پنجره، به مدت یک ماه، صبحانه، چهار ساعت درس، ناهار، چهار ساعت درس، شام، هشت ساعت خواب، دوباره صبحانه، چهار ساعت درس، ...

بنابراین پیش می اومده که گاهی ساعت 2 نیمه شب از خواب بیدار شه، قهوه صبحش رو بخوره و بعد ساعت 6 صبح ناهار بخوره و ساعت 10 صبح شام بخوره و بخوابه!!

بدتر اینه که این حالت ثابت نبوده که بدن بدبخت بهش عادت کنه و این زمان خواب و بیداری و ناهار و شام در طول شبانه روز خورشیدی حالت گردشی داشته. مثلا صبحانه امروز ساعت 2 نصفه شب صرف شده، صبحانه فردا ساعت 6 عصر، و صبحانه بعدی ساعت 10 صبح روز بعدش.

آخرِ این یک ماه، به صورت نیمه دیوانه رفته سر امتحان ها، همه رو تقریبا نمره کامل شده، پروژه اش رو هم با موفقیت تحویل داده. من دیگه نمی دونم چند ماه طول کشیده تا برگرده به حالت عادی و آیا اصلا تونسته برگرده به حالت عادی یا نه، ولی این روش رو به خاطر داشته باشید برای روز مبادا!

/ 3 نظر / 4 بازدید
هولدن کالفیلد

شما تضمین میکنی استفاده کننده از این روش زنده بمونه؟ برای خودم نمیگم ، من تو خواب و بیداری هر دو اسطوره ام! کلاً خواستم گارانتیش رو ببینم در چه وضعیه؟[نیشخند]

هولدن کالفیلد

ایتااااااااااااااااااالیییییییییییییییییییااااااااااا جام رو با بُرد آغاز کردیم[نیشخند] ممکنه نیم در صد هم فوتبالی نباشی شُما ، اما فقط به علت در دیار اونجا زیستن!!! گفتم در شادیهای هم شریک باشیم[نیشخند]

هولدن کالفیلد

به دوستای ایتالیاییمون!!! (ایتالیاییها همه دوسن مَنن) بگویید ما قهرمان میشیم! و ما از گروه صعود میکنیم! خودشون دیگه باید حساب کتاب کنن کدوم ایرانه کدوم ایتالیا![نیشخند]