ملول 5

یک غروب 14 خرداد دیگه. نشسته ام تنها توی آفیس و به موسیقی مخصوص این روز گوش می کنم. هوا ابری است و باران ریزی می بارد. منظره پشت پنجره ساختمان خاکستری مان است با آسمان خاکستری. با اینکه شهر از تو خالی است، دلم نگرفته. دلم به امید تازه شده. بعد از چند سال به یقینی رسیده ام که فکر نمی کردم هیچ وقت بهش برسم، دلم روشنه و ناباورانه راضی. از کی باید تشکر کنم، ای غزل؟

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
مریم

وااااااااااااااااای چقدر قشنگ بود لذت بردم [چشمک]