آیلر
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ آیلر
آرشیو وبلاگ
      درناها ()
  نویسنده: آیلر - دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧

سرش را پایین انداخته بود و یواشکی لبخند می زد. یعنی سعی می کرد جدی باشد اما نمی شد. در واقع خجالت می کشید و از طرفی ذوق زده هم بود. خواهر بزرگترش کنارش نشسته بود و توضیح می داد. همگی با دهن باز نگاه می کردیم. می خواست زن کسی بشود که هم معتاد بود، هم کریستال فروش (مثل من اشتباه نکنید، مراد این کریستال نیست، آن کریستال است)، هم بداخلاق و ترسناک و هم اینکه خونشان به هم نمی خورد. دلیلش هم این بود که پسر خیلی او را می خواست و مادرش گفته بود که اگر به او جواب رد بدهی نفرینت می کند. از طرفی روستا خیلی کوچک است و اسمش سر زبان ها افتاده. با هیجان و شور تمام برایش توضیح دادم که هیچ نفرینی بالاتر از زن آدم معتاد شدن نیست. که اینطور می شود و آنطور می شود، که آخرش با پنج تا بچه ناقص و یک شوهر معتاد  درب و داغون  محکوم به اعدام ببین می خواهی چکار کنی. که تو هنوز ٢٣ سالت است آخه چرا؟؟؟ قرار بود برادر پسر بیاید برای آزمایش خون که معلوم نشود معتاد است. این را خودشان می دانستند. حلقه زرد توی انگشتش بود. نگاه های شاد و جوانش به همه طرف می چرخید.  پسر را دوست داشت، معلوم بود و دیگر به هیچ چیز فکر نمی کرد، به هیچ چیز.

شاهزاده خانم منتظر جوان خوش قامت رویایی عاشق پیشه است. جوان خوش قامت رویایی عاشق پیشه می آید. شاهزاده خانم را سوار اسب سپید زیبایش می کند و او را به کنیزی می برد.

  نظرات ()
مطالب اخیر ضمیمه پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٥ هزار نفرین باد، به دست های پلیدی، که سنگ تفرقه افکند در میانه ما آقای ضیا 2 اثر پروانه ای ... می خوانمت، خط به خط، مو به مو* برای زنِ همسایه We stand in unity آقای ضیا Cold
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من قوزک پای چپ یک زرافه ایده آلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده می خارد Things you can't tell just by looking at her به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ... زنی تنها در آستانه فصلی سرد لابیرنت (از پشت یک سوم) وقایع روزانه یک دانشمند برای روزهایی که می آیند گیلاس خانومی هستم Whispers of a Lunatic تنبل خونه شاه عباسی شمال از شمال غربی باران در دهان نیمه باز یک سرخپوست خوب Ab or tion in Public گاهنامه زندگی من روز چهل و سه طلوع یک ایرانی در آمریکا مثلثات و اشراق ها قدم زدن روی ابرها یک مهندس خسته روزنگار خانم شین زندگی دوگانه اینانا نسخه قابل انتشار زرافه خوش لباس سر هرمس مارانا دوستدار سقراط ویولن زن روی بام کج نشسته ای روزهای مادرانه تنهایی پرهیاهو November 25 برای سایه ام مداد هاش-ب معرفی کتاب شهری از آب سه روز پیش once again در قند قزل آلا توکای مقدس هفت سنگ آقای چاغر لیلای لیلی یک پزشک در گلستانه راه میان بر دیر تش باد قیلوله اش آ مثل کلمه بهناز میم نفس گیر spotlight نیم دایره عابر پیاده خانوم حنا صبح شو غربتستان شراگیم baloot سوماپا ابر آبی نگارش چمدانک مای من وبلاگوار لی لی Critic Nei C تهرانر پنجره یخ نه نیکات لیشام دو من کوچ ... الیزه رامان نشانه حباب گاهک آدومید روزبه Khers چایفون من تا ما پیاده رو تس آپه نابهنگام بوی کاج شادی میم الف خوابگرد زرنوشت چپ کوک خودمونی فرانسوی لنگ دراز pixdaus گاو خونی ناسروده نیم کاسه من یک زنم کافه کافکا Minshawi سحرخوانی بدون عنوان چهارشنبه نون و نارنج گوریل فهیم ساز نو آواز نو دختر مریخی باشگاه کتاب ادامه دارد... نقطه سر خط غروب بنفش شب تا صبح شازده ارشک راز سر به مهر ماه هفت شب نقد فیلم ایرانی نیلوفر و بودنش میرزا پیکوفسکی آدامس دود شده زن روزهای ابری آخرین جرعه جام من، قهوه و تنهایی وقتی همه خوابند بارون درخت نشین یک لیوان چای داغ گم شده در بزرگراه یادداشت های نوید آدم های خوب شهر براي خاطر كتاب ها روشنایی های شهر درباره ی کتاب و هنر فلسفه در اتاق خواب خزعبلاتی به رنگ انار پری وار در قالب آدمی چند خط برای خواندن تاملاتی زیر دوش حمام لولوی پشت شیشه ها بایرامعلی تقدیم می کند دل نوشته های یک مریم ری را صدا می آید امشب اینجا آرامگاه یک کولی است Daily of Mr Zip & Mrs ZigZag لااقل به گل ها بگویید چرا چیده می شوند سرگردان و چشم تنگ کرده در دریای مه که خب بعدش چه؟ پرتال زیگور طراح قالب