آیلر
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ آیلر
آرشیو وبلاگ
      درناها ()
  نویسنده: آیلر - پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸

می خواهم کمی خشن بشوم.

من نمی دانم دوستانمان در فرهنگستان زبان و ادب فارسی غیر از اختراع لغات و اصطلاحات خنده دار آیا کار دیگری هم می کنند یا نه. در مورد همین یکی حرف می زنم.

درست است که شاد کردن روح مردم صواب دارد و بالاخره یک جور اشتغال زایی هم محسوب می شود اما این همه تعصب و بسته بودن نسبت به چیزهای جدید نسبت به کلمه های جدید تاسف آور است واقعا. زبان چطور توسعه پیدا می کند؟ اگر اجداد ما هم اینقدر تعصب به خرج می دادند که زبان فارسی همچنان تشکیل شده بود از50-60 تا لغت اصلی و بقیه هم ترکیب های خنده آوری از آن 50-60 تا بودند و خیلی هم محدود. چرا این همه لغت توی زبان های مختلف هم ریشه هستند و خیلی به هم شبیهند؟ چون این حساسیت ها وجود نداشت.

ما که نمی خواهیم یک لغت موجود را منسوخ کنیم و خدای نکرده زبان فارسی را از رونق بیندازیم. من خودم همیشه گفته ام اگر یک چیز این مملکت برایم خیلی عزیز باشد آن زبان فارسی است. اما ما می خواهیم تکلیف چیزهایی که زبان فارسی قدیم معادلی برایشان ندارد و بین مردم هم جا افتاده اند و سال هاست که استفاده می شوند را یک جور دیگر تعیین کنیم. می خواهیم قبول کنیم که این لغات الان دیگر جزو زبان ما شده اند. نه اینکه بعد از این همه سال که همه گفته اند هلی کوپتر بیاییم گیر بدهیم که نه باید بگویید چرخ بال و ما اصلا هلی کوپتر در فارسی نداریم. مگر چرخ بال داشتیم؟ انصافا خودت می خواهی به دوستت بگویی برایت ایمیل بزند، می گویی به من رایانامه بزن؟ می گویی؟ همین تو که اختراعش کردی؟

چرا باید مردم یک جور حرف بزنند، کتاب ها یک جور نوشته بشوند اما فرهنگ لغات یک جور دیگری باشد؟ مگر زبان چیزی غیر از آنیست که مردم با آن تکلم می کنند، نویسنده ها با آن داستان می نویسند و فیلم سازها با آن فیلم می سازند؟ چرا زبانی که دارد استفاده می شود را به رسمیت نمی شناسید؟ زبانی که شما در فرهنگ سرا می سازید در هیچ کجا تکلم نمی شده و نمی شود و به نظر هم نمی آید در آینده مورد استفاده قرار بگیرد.

یک کار مفیدتر بکنید. مثلا بروید یک تعریف جامع و کامل از دودر یا خفن ارایه بدهید. چه شما بخواهید و چه نخواهید این کلمه ها وارد زبان فارسی شده اند. من هر چه فکر می کنم معادلی برای خفن پیدا نمی کنم. مثلا اگر یکی بپرسد خفن یعنی چه نمی توانم توضیح بدهم و می گویم باید حسش کنی. این یک کار مفیدیست که شما می توانید بکنید. لغت ها را کشف کنید به جای اینکه اختراعشان کنید. به زبانی که همه با آن حرف می زنند احترام بگذارید. برای همه چیز ممیزی و سانسور، برای کلمه ها هم سانسور؟

پی نوشت: با کمال تاسف و تاثر این وبلاگ دارد لحن غر زدن پیدا می کند. خیلی خودم را سانسور می کنم. می نویسم و اینجا نمی گذارم که این اتفاق نیفتد. اما انگار تازگی ها فقط وقتی غر دارم نوشتنم می آید. شما به بزرگی خودتان ببخشید..

  نظرات ()
مطالب اخیر ضمیمه پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٥ هزار نفرین باد، به دست های پلیدی، که سنگ تفرقه افکند در میانه ما آقای ضیا 2 اثر پروانه ای ... می خوانمت، خط به خط، مو به مو* برای زنِ همسایه We stand in unity آقای ضیا Cold
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من قوزک پای چپ یک زرافه ایده آلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده می خارد Things you can't tell just by looking at her به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ... زنی تنها در آستانه فصلی سرد لابیرنت (از پشت یک سوم) وقایع روزانه یک دانشمند برای روزهایی که می آیند گیلاس خانومی هستم Whispers of a Lunatic تنبل خونه شاه عباسی شمال از شمال غربی باران در دهان نیمه باز یک سرخپوست خوب Ab or tion in Public گاهنامه زندگی من روز چهل و سه طلوع یک ایرانی در آمریکا مثلثات و اشراق ها قدم زدن روی ابرها یک مهندس خسته روزنگار خانم شین زندگی دوگانه اینانا نسخه قابل انتشار زرافه خوش لباس سر هرمس مارانا دوستدار سقراط ویولن زن روی بام کج نشسته ای روزهای مادرانه تنهایی پرهیاهو November 25 برای سایه ام مداد هاش-ب معرفی کتاب شهری از آب سه روز پیش once again در قند قزل آلا توکای مقدس هفت سنگ آقای چاغر لیلای لیلی یک پزشک در گلستانه راه میان بر دیر تش باد قیلوله اش آ مثل کلمه بهناز میم نفس گیر spotlight نیم دایره عابر پیاده خانوم حنا صبح شو غربتستان شراگیم baloot سوماپا ابر آبی نگارش چمدانک مای من وبلاگوار لی لی Critic Nei C تهرانر پنجره یخ نه نیکات لیشام دو من کوچ ... الیزه رامان نشانه حباب گاهک آدومید روزبه Khers چایفون من تا ما پیاده رو تس آپه نابهنگام بوی کاج شادی میم الف خوابگرد زرنوشت چپ کوک خودمونی فرانسوی لنگ دراز pixdaus گاو خونی ناسروده نیم کاسه من یک زنم کافه کافکا Minshawi سحرخوانی بدون عنوان چهارشنبه نون و نارنج گوریل فهیم ساز نو آواز نو دختر مریخی باشگاه کتاب ادامه دارد... نقطه سر خط غروب بنفش شب تا صبح شازده ارشک راز سر به مهر ماه هفت شب نقد فیلم ایرانی نیلوفر و بودنش میرزا پیکوفسکی آدامس دود شده زن روزهای ابری آخرین جرعه جام من، قهوه و تنهایی وقتی همه خوابند بارون درخت نشین یک لیوان چای داغ گم شده در بزرگراه یادداشت های نوید آدم های خوب شهر براي خاطر كتاب ها روشنایی های شهر درباره ی کتاب و هنر فلسفه در اتاق خواب خزعبلاتی به رنگ انار پری وار در قالب آدمی چند خط برای خواندن تاملاتی زیر دوش حمام لولوی پشت شیشه ها بایرامعلی تقدیم می کند دل نوشته های یک مریم ری را صدا می آید امشب اینجا آرامگاه یک کولی است Daily of Mr Zip & Mrs ZigZag لااقل به گل ها بگویید چرا چیده می شوند سرگردان و چشم تنگ کرده در دریای مه که خب بعدش چه؟ پرتال زیگور طراح قالب